از کی تا حالا مردم کرد مطالبه داشته اند و ما بی خبر بوده ایم؟!!
از دوست بسیار عزیز و بزرگواری که طرح مطالبات مردم کردستان ایران را در سفر آقای میر حسین موسوی به مهاباد همراه با سخنرانی آقای دکتر شیخ آقایی به صورت الکترونیکی برای من فرستاد تا در این جا به تمامی جهان مخابره گردد، سپاسگزارم. در ادامه طرح مطالبات مردم کردستان ایران خواهد آمد تا همگان بدانند که مردم کرد ایران علی رغم تلاش بعضی ها! برای نشان دادن چهره ی خشن از آنان دارای چه نیازمندی هایی برای رسیدن به یک جامعه ی اسلامی و مدنی می باشند:
به نام ایزد منان
جناب آقای مهندس میر حسین موسوی
کاندیدای محترم دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری و هیئت همراه گرامی
به سرزمین همیشه زنده کردستان خوش آمدید
سرزمین ما مهد تمدن چند هزار سالهایست که با اقوام لولوبی– کاسیان –سوباریها و حکومت 650 ساله گوتیان شروع و پس از حدود 150 سال حکومت پادشاهان مقتدر ماد در اوج عظمت و افتخار این میراث گرانبها به دست توانای کوروش کبیر همسایهی دیوار به دیوار سرزمینم سپرده شد، و خاندان هخامنش تا چندین قرن همچنان با افتخار خود را پادشاهان سرزمین ماد و پارس مینامیدند و افتخار میکردند که در هنگام مرگ نیز بنا به رسم آن دوران با جامههای فاخر مادی و سلاحها و زیور آلات مادی در آرامگاه ابدیشان بیارامند.
ما عضوی کوچک از این ملت بزرگ با تمدنی درخشانیم که امروز صاحب خانهی غریبی هستیم که دهها سال است در عمل تکرار میکنیم و در کلام فریاد که ما میهمان نیستیم و صاحب این خانه ایم.
ما نیز چون سایر اقوام و ملتها برای آبادانی این سرزمین خشت روی خشت گذاشتهایم و عرق جبین ریخته ایم و در دفاع از این مروز و بوم همچون برادران ترک و فارس و بلوچ و عرب خون دادهایم چه بسا به خاطر نزدیکی به خط اول تجاوزات دشمن خیلی هم بیشتر از دیگران از خود مایه گذاشته ایم اما به راستی چرا به جای برافراشتن نیزههای توهم تهدید تصور کردن اقوام و ملیتها، لوای درفش کاویانی تحکیم و اتحاد و همگرایی را به اهتزاز در نیاوریم؟
تجربه را تجربه کردن خطاست، ما حصل سالها تبعیض مذهبی، ملی، فرهنگی، تاریخی و سیاسی و اقتصادی اقوام مختلف از طرف حاکمان چه بوده است؟ چه دست آورد با ارزشی از این رفتار غیر دمکراتیک و غیر مدنی و غیر اسلامی کسب شده است که هنوز جریانات و ارادههایی اسرار بر ادامه آن دارند.
در کدام مقطع تاریخی این ملت نسبت به این سرزمین کم لطفی و نامهربانی و جفا کرده است؟ در کدام مقطع زمانی یک وجب خاک این مرز و بوم را به بیگانه و نامحرم دادهایم؟
در کجای تاریخ یک نمونه از بیمهری یا ظلم و یا خیانت از این ملت در حق سایر اقوام و ملل ثبت شده است؟ که امروز ما نامحرم، کم کفایت و غیر قابل اعتماد شدهایم که حق حضور، تصدی و یا قبول مسئولیتهای خاص را در نظام و ادارهی کشور نداریم. جایگاه این ملت کهن و عظیم با چند هزار سال سابقه تاریخی و به فرموده رهبران و سران نظام ملت هوشمند و فاضل و اندیشمند و نجیب در مدیریت کلان کشور کجاست؟ به راستی ما بر اساس کدام داده ها، واقعیتها و رفتارها مفهوم و معنای برادری و برابری و عدالت را به فرزندانمان یاد بدهیم و یا بقبولانیم؟
جناب مهندس موسوی؛
اگر مجال بیشتر بود صدها دلیل و سند ارائه مینمودیم تا به آنانی که به اتکای ساعتهای شماطهدارشان میخواهند آفتاب را انکار کنند ثابت کنم که ما چه ملت صلح طلب، متمدن و دمکراتی هستیم و تا چه اندازه به رعایت حقوق شهروندی و حقوق بشر و احترام به اقوام و ملتها معتقد هستیم اما تنها به یک سند تاریخی و مکتوب که در 64 سال قبل در اوج قدرت یک حکومت محلی در همین شهر که امروز مهمانش هستید صادر گردیده بسنده میکنیم و به قول معروف در خانه اگر کسی هست یک حرف بس است. متن سند بدین شرح است:
« به اطلاع عموم کلیمیان ساکن مهاباد میرسانیم که تحت نظارت اداره محترم فرهنگ و با کسب اجازه از مقامات عالی کردستان مدرسهای به نام مدرسه مختلط کردی و عبری می گشاییم لازم است از موعد این اطلاعیه کودکان خود را چه پسر و چه دختر به دفتر این مدرسه که روبروی امارت داود زاده است معرفی و به ثبت رسانند در غیر این صورت مجبور خواهیم شد به وسیله شهربانی احضار نماییم. مدیر و سرپرست مدرسه عبری داود زاده 1324»
ملاحظه میفرمایید این ملت چقدر بزگوار است که 64 سال قبل در آن دورانی که هنوز در تهران واژه های چون اقلیتها و ملیتها و حقوق بشر و دمکراسی در ابتدای راه بودند و تنها در محافل آکادمیک مطرح میشدند در این شهر برای تنها چند خانواده انگشت شمار پس از تاسیس سه واحد مدرسه به زبان کردی مدرسه چهارم به زبان عبری برای این چند خانواده کلیمی افتتاح میشود و ما امروز پس از دهها سال تلاش و ناکامی و گذر از رژیم پهلوی به دولت انقلابی و اسلامی که خود در پیروزی آن بیشترین سهم را داشتهایم هنوز نتوانستهایم برای فرزندان خود مجوز یادگیری زبان مادریشان را بگیریم یعنی در کسب این حداقلی و بدیهیترین خواسته خود نیز ناکام مانده ایم. نزدیک به یک قرن پیش ما در مورد اقلیت ها چگونه می اندیشیدیم و امروز مسئولین ما چگونه می اندیشند!
جناب آقای موسوی :
به نوبه خود از خوشحالی سر از پا نمیشناسم وقتی میبینم یک برادر آذریام قرار است انشاء الله قله پر افتخار ریاست جمهوری را فتح نماید و صد البته این واقعه را هم به فال نیک میگیریم و هم امید ما را در رسیدن به مطالباتمان دو چندان کرده است چون همدردیم و سالهاست در کنار هم سر و گرم روزگار را گذرانیدهایم اما اجازه دهید به شما حسادت بورزیم چون ما به عنوان شهروند کرد حق نزدیک شدن و چیدن این میوه ممنوعه را نداریم و بیش از یک قرن است که تنها ما مجاز به انتخاب کردن هستیم نه انتخاب شدن.
اگر انشاء الله پیروز رقابت شما باشید اولین سوال این مردم و اولین سوال بنده از شما این خواهد بود قانون اساسی جمهوری اسلامی چرا این حق را از ما دریغ کرده است؟
در پایان به رسم همه دورههای انتخابات ریاست جمهوری به عنوان فعالان سیاسی، فرهنگی، هنری و اجتماعی و اقتصادی مناطق کرد نشین این بار نیز دغدغهها، خواستهها و حداقلی از مطالباتمان را در محضر مردم قرائت و کتباً تقدیم مینماییم و امید آن داریم که انشاء الله این بار تفکری عادل، مترقی و بشر دوستانه را همسو و هم جهت با آنها بیابیم و همه با هم در جهت سربلندی ایران عزیزمان و تحقق حاکمیت اراده ملت گام برداریم.
1ـ فراهم کردن زمینهی اجرای اصل 15 قانون اساسی برای گنجاندن آموزش زبان کردی در مراکز آموزشی رسمی کشور و عندالزوم اقدام مجلس برای تخصیص بودجه و مکلف ساختن دولت به اجرای آن.
2ـ فراهم کردن زمینهی اجرای اصل 12 قانون اساسی در مورد آزادی کردهای اهل سنت در عمل به احکام مذهبی و عدم دخالت نهادها و افراد غیر سنی در امور مذهبی آنان به ویژه امور روحانیون و مساجد و مدارس علوم دینی.
3ـ سامان دهی مسائل سیاسی، امنیتی و اقتصادی مناطق مرزی کرد نشین به ویژه مبادلات اقتصادی و تلاش برای حذف دیدگاه امنیتی در این زمینه و حل مشکل قاچاق و ایجاد مناطق آزاد تجاری در مناطق مرزی کرد نشین.
4ـ ایجاد مکانیزم اجرایی برای جبران عقب ماندگیهای اقتصادی مناطق کرد نشین (نظیر اختصاص سالانه یک روز درآمد فروش نفت به استانهای محروم) و ایجاد زمینه کار و کاهش نرخ بیکاری در این مناطق با عنایت به اصل 48 قانون اساسی مبنی بر رفع تبعیض منطقهای.
5ـ حذف کامل موانع استخدامی و اصلاح نظام گزینش در مواردی که احراز پستهای رسمی برای هم میهنان کرد با موانع آشکار و پنهان مواجه هست.
6ـ رفع محدودیتهای موجود برای حضور شایستگان کرد در مجموعهی دستگاههای حکومتی به ویژه شکستن تابوی استفاده از کردهای اهل سنت در کابینه و وزارت خارجه.
7ـ بهره گیری از شایستگان کرد در پستهای مدیریت محلی از قبیل استاندارن و فرمانداران در مناطق مختلف کشور با تاکید بر بومی گزینی.
8ـ ایجاد زیر ساختهای اقتصادی و انجام پروژههای صنایع مادر و احداث کارخانه های صنعتی و تولیدی و اتمام پروژه های نیمه تمام از جمله پتروشیمی که متاسفانه با گذشت بیش از 5 سال تنها حدود 5 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.
9ـ برداشتن موانع چاپ و نشر مطبوعات و کتب و نشریات کردی و فراهم کردن تسهیلات لازم در این مورد و ایجاد یک مرکز مستقل برای حمایت از نویسندگان و ناشران کرد و اقدام عاجل برای رفع موانع انتشار نشریات محلی توقیف شده.
10ـ تهیه و تنظیم جرم سیاسی و تلاش در جهت اجرایی کردن واقعی آن به منظور رعایت حقوق زندانیان سیاسی به ویژه در مناطق کرد نشین.
11ـ ایجاد تسهیلات و فراهم کردن زمینه برای بازگشت هم میهنان کرد خارج از کشور و تامین و تضمین امنیت آنان صرف نظر از هر نوع گرایش، تفکر و اندیشه افراد.
12ـ ایجاد زمینه اجرایی در مورد اصول معطل مانده قانون اساسی که متضمن تامین حقوق شهروندی همه هم میهنان به ویژه اقلیتهای مذهبی و فراهم کردن فضای آزاد و مناسب برای فعالیتهای سیاسی در قالب احزاب و نهادهای مدنی.
13ـ حذف سیاستها و خط مشیهای که در هر زمینه نافی حفظ هویت کردهاست و تلاش برای حفظ حرمت و جایگاه آنها در سطح کشور به ویژه در رسانههای گروهی و صدا و سیما.
با تشکر فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مناطق کرد نشین
«ششم خرداد 88»